قدیمو Ghadimo

آداب و رسوم گذشته

قدیمو Ghadimo

آداب و رسوم گذشته

قدیمو       Ghadimo
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

بسم الله الرحمن الرحیم

" آداب  و رسوم ازدواج در شهر دیهوک "

در گذشته ازدواج و تشکیل خانواده در دیهوک و اطراف آن رسوم و آداب خاصی داشت که هنوز هم برخی از آنها رواج دارد.
مراسم ازدواج در سه مرحله انجام می شد که عبارت اند از نامزدی ، عقد و عروسی .
برخی از خانواده‌ها از همان سالهای نخستین کودکی دختران و پسران را به نام هم می کردند البته این وضعیت در میان خویشاوندان نزدیک معمول بود یعنی بی آنکه آن دو را رسما نامزد کنند ،  چنان وانمود می‌کردند که آنان در آینده با هم ازدواج خواهند نمود و بسیار اتفاق می افتاد که این امر واقعیت می یافت و پیوستگی خانواده استوار تر می شد.
گاهی همین ازدواج محقق نمی شد و حتی منجر به ایجاد کینه و کدورت در بین خانواده‌ها می شد.

هنگامی که پسری به مرحله ازدواج می رسید پدر و مادرش به فکر دامادی او می افتادند و با مشورت با بزرگان خانواده و افراد مورد وثوق خود دختری متناسب پسرشان در نظر می‌گرفتند.
پس از آن چند نفر بزرگتر به خانه دختر می رفتند و موضوع را با مادر دختر در میان می‌گذاشتند مادر دختر اجازه می خواست که این مسئله مهم را به پدر دختر اطلاع دهد تا پدر دختر تصمیم نهایی را بگیرد و یا اینکه در پاسخ آن بانوی واسطه (شخصی که قاصد بر خواستگاری برای خانواده عروس است ) می گفتند اجازه بدهید تا استخاره کنیم .
پس از آن پیغام می‌دادند که استخاره راه داده یا نداده است.
اگر جواب شان مثبت بود و یا استخاره راه می داد یک گوسفند را قربانی کرده و یک سینی گوشت ، یک سینی قند ، یک سینی صابون و حنا و یک سینی که لباس در آن بود برای خانه عروس می برند.

این مراسم مخصوص شب اول خواستگاری بود .
در شب دوم رسمی به نام کندگی وجود داشت که شرح آن به این قرار بود که روز بعد از خواستگاری به بیابانهای اطراف رفته ، هیزم و کنده جمع می‌کردند و برای خانواده عروس می بردند به عبارتی کنده ها را درب خانه عروس می‌انداختند.
این هیزم ها بیشتر شامل چوب درختان گز و طاق بود.

در شب سوم خانواده عروس، خانواده داماد را برای صرف شام و شب نشینی دعوت می کردند .
مدت زمان بین خواستگاری ، عقد و عروسی را عموماً به نام (د نووم و گفت هم بودن ) یعنی عروس و داماد  به نام یکدیگر هستند نامیده می شود.
اصطلاح لفظی که برای خواستگاری در دیهوک به کار می رفته است را طلبو  می نامیدند.

بعد از صحبتهای ابتدایی ، محور صحبت ها درباره مهریه و جهیزیه است .
بر خلاف رسم های امروزی که طلا و سکه برای مهریه رایج است ، از  مس به عنوان یکی از اقلامی که باید در مهریه لحاظ شود نام برده می‌شود .
برای مثال، دیگ و قابلمه و ظروف مسی را در مهریه لحاظ می‌کردند.
از چیزهای دیگری که در مهریه مرسوم بود می‌توان زمین کشاورزی، آب قنات ،منزل مسکونی، لباس ابریشم و ... را نام برد .
در مورد جهیزیه هم باید به این نکته اشاره کرد که برخلاف جهیزیه های سنگین امروزی که بر عهده خانواده‌ها است ، در دیهوک قدیم این گونه نبود.

جهیزیه شامل لحاف، تشک، پشتی، بالشت، یک سماور ، دو سه عدد استکان و سایر لوازم ضروری زندگی آن زمان بوده است .
این اقلام جهیزیه عموم مردم بوده و خانواده‌هایی که استطاعت مالی داشتند به این اقلام ، قالی و یکسری وسایل دیگر اضافه می‌کردند .

داشتن خانه بر عهده داماد بود و از آنجایی که مصالح خانه ها ، از گل بوده ، تهیه و ساخت خانه مخارج سنگینی برای داماد و خانواده او نداشت .

البته به مرور زمان جهیزیه هایی که خانواده ها به فرزندان خود می دادند بیشتر شده تا به دوره کنونی رسیده و پر زرق و برق شده است.

بعد از این مراحل نوبت به مراسم حنابندان می‌رسد برای این مراسم دو نفر یکی از اقوام عروس و یکی از اقوام داماد به درب خانه ها مراجعه کرده و آنها را برای مراسم حنابندان دعوت می‌کردند .
برای برگزاری این مراسم حنایی را که از قبل آماده کرده اند برای دست و پای عروس و داماد استفاده می کردند.

در دیهوک قدیم برخلاف رسوم امروزی که عروس و داماد به آرایشگاه های تخصصی می روند، رسم بر این بود که سر خود را حنا می کردند و تنها آرایش موجود نیز همین حناکردن سر داماد و عروس بود.

در روز عروسی نیز قاصد ، مردم را به سرحمام دعوت می‌کرد ؛ یعنی عروس به همراه اطرافیان با ساز و دهل به سمت حمام روانه می شد و در بین راه به کسانی که در مشایعت عروس همراهی داشته‌اند ، حنا توزیع می شد.
در هنگام ظهر که عروس از حمام بر می‌گشت، یک تشک کوچک پهن کرده و عروس و داماد در کنار هم روی آن نشسته و جماعت به ساز و رقص مشغول می شدند.

پوشش عروس در این مراسم چادر سفید است .
در شب عروسی هم رسم بود که برای اهالی ده برنج طبخ می کردند و عموماً برنج خالی بوده است و یا رشته نیز به آن اضافه می کردند و در داخل بشقاب ریخته و تکه ای نان برای اینکه غذا دیرتر سرد شود ، بر روی آن می گذاشتند و به درب منازل اهالی می‌بردند.
گاه این مراسم ها تا هفت روز ادامه داشت.


منبع : کتاب دلوک
نویسنده: قاسم رئوفی و الهام رضوانی مقدم

درس : آموزش مطالعات اجتماعی
موضوع: پدیده اجتماعی ازدواج در شهر دیهوک
استاد : استاد حقیقی
دانشجو : فاطمه غریب

 

 
 


 

 

 
 

 

 

 

 
 

 

 

 

 
 

 

 

ابراهیم حقیقی

ازدواج

دیهوک

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی