قدیمو Ghadimo

آداب و رسوم گذشته

قدیمو Ghadimo

آداب و رسوم گذشته

قدیمو       Ghadimo
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

هنگامی که پسری به مرحله ازدواج می رسید پدر و مادرش به فکر دامادی او می افتادند و با مشورت با بزرگان خانواده و افراد مورد وثوق خود دختری متناسب پسرشان در نظر می‌گرفتند.
پس از آن چند نفر بزرگتر به خانه دختر می رفتند و موضوع را با مادر دختر در میان می‌گذاشتند مادر دختر اجازه می خواست که این مسئله مهم را به پدر دختر اطلاع دهد تا پدر دختر تصمیم نهایی را بگیرد و یا اینکه در پاسخ آن بانوی واسطه (شخصی که قاصد بر خواستگاری برای خانواده عروس است ) می گفتند اجازه بدهید تا استخاره کنیم .
پس از آن پیغام می‌دادند که استخاره راه داده یا نداده است.
اگر جواب شان مثبت بود و یا استخاره راه می داد یک گوسفند را قربانی کرده و یک سینی گوشت ، یک سینی قند ، یک سینی صابون و حنا و یک سینی که لباس در آن بود برای خانه عروس می برند.

این مراسم مخصوص شب اول خواستگاری بود .
در شب دوم رسمی به نام کُندگی وجود داشت که شرح آن به این قرار بود که روز بعد از خواستگاری به بیابانهای اطراف رفته ، هیزم و کنده جمع می‌کردند و برای خانواده عروس می بردند به عبارتی کنده ها را درب خانه عروس می‌انداختند.
این هیزم ها بیشتر شامل چوب درختان گز و طاق بود.

در شب سوم خانواده عروس، خانواده داماد را برای صرف شام و شب نشینی دعوت می کردند .
مدت زمان بین خواستگاری ، عقد و عروسی را عموماً به نام (د نووم و گفت هم بودن ) یعنی عروس و داماد  به نام یکدیگر هستند نامیده می شود.
اصطلاح لفظی که برای خواستگاری در دیهوک به کار می رفته است را طلبو  می نامیدند.
 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی