قدیمو Ghadimo

آداب و رسوم گذشته

قدیمو Ghadimo

آداب و رسوم گذشته

قدیمو       Ghadimo
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۲۳ مطلب در آبان ۱۴۰۰ ثبت شده است

هنگامی که پسری به مرحله ازدواج می رسید پدر و مادرش به فکر دامادی او می افتادند و با مشورت با بزرگان خانواده و افراد مورد وثوق خود دختری متناسب پسرشان در نظر می‌گرفتند.
پس از آن چند نفر بزرگتر به خانه دختر می رفتند و موضوع را با مادر دختر در میان می‌گذاشتند مادر دختر اجازه می خواست که این مسئله مهم را به پدر دختر اطلاع دهد تا پدر دختر تصمیم نهایی را بگیرد و یا اینکه در پاسخ آن بانوی واسطه (شخصی که قاصد بر خواستگاری برای خانواده عروس است ) می گفتند اجازه بدهید تا استخاره کنیم .
پس از آن پیغام می‌دادند که استخاره راه داده یا نداده است.
اگر جواب شان مثبت بود و یا استخاره راه می داد یک گوسفند را قربانی کرده و یک سینی گوشت ، یک سینی قند ، یک سینی صابون و حنا و یک سینی که لباس در آن بود برای خانه عروس می برند.

این مراسم مخصوص شب اول خواستگاری بود .
در شب دوم رسمی به نام کُندگی وجود داشت که شرح آن به این قرار بود که روز بعد از خواستگاری به بیابانهای اطراف رفته ، هیزم و کنده جمع می‌کردند و برای خانواده عروس می بردند به عبارتی کنده ها را درب خانه عروس می‌انداختند.
این هیزم ها بیشتر شامل چوب درختان گز و طاق بود.

در شب سوم خانواده عروس، خانواده داماد را برای صرف شام و شب نشینی دعوت می کردند .
مدت زمان بین خواستگاری ، عقد و عروسی را عموماً به نام (د نووم و گفت هم بودن ) یعنی عروس و داماد  به نام یکدیگر هستند نامیده می شود.
اصطلاح لفظی که برای خواستگاری در دیهوک به کار می رفته است را طلبو  می نامیدند.
 

ابراهیم حقیقی

 

در شب دوم خواستگاری رسمی به نام کندگی وجود داشت که شرح آن به این قرار بود که روز بعد از خواستگاری به بیابانهای اطراف رفته ، هیزم و کنده جمع می‌کردند و برای خانواده عروس می بردند به عبارتی کنده ها را درب خانه عروس می‌انداختند.

این هیزم ها بیشتر شامل چوب درختان گز و طاق بود.

مراسم خواستگاری و ازدواج در دیهوک 

 

ابراهیم حقیقی

بسم الله الرحمن الرحیم

نحوه برگزاری مراسم ازدواج در شهرستان نهبندان
روستای سیاه خونیک

خواستگاری
    • در روستای سیاه خونیک اگر در یک طایفه دختر و پسری در یک تاریخ به دنیا بیایند در صورت علاقه خانواد ه هایشان از همان لحظه تولد دختر ناف بریده پسر می شود و هنگامی که بزرگ شدند با هم ازدواج می کنند.
    • در موقع خواستگاری رفتن این موضوع بر عهده یک یا چند ریش سفید و بزرگتر است که به صورت محرمانه به خانه عروس می روند و از رضایت خانواده عروس با خبر می شوند و هنگامی که اطمینان پیدا کردند مراسم خواستگاری به صورت رسمی برگزار می شود.و اقوام عروس و داماد را از این خواستگاری و رضایت دادن خانواده عروس  باخبر می کنند 

نامزدی
    • مراسم خواستگاری و نامزدی معمولا شب ها برگزار می شود، در شب نامزدی خانواده پسر با  مقداری شیرینی، یک دست لباس و یک جفت کفش و یک انگشتر به عنوان پشت حلقه یا نشون و مقداری لوازم خوراکی به خانه  عروس می روند.
    • روی لباس عروس چند شاخه نبات می گذارند به امید اینکه زندگی شیرینی را شروع کنند؛خانواده پسر حلقه نامزدی می گیرند و در شب نامزدی آن را به دست عروس می کنند.پس از برگزاری مراسم نامزدی پسر حق دارد گاهی اوقات به خانه ی دختر برود و در برخی امورات به خانواده ی دختر کمک کند.
در این مجلس بزرگان خانواده عروس از قبیل پدر بزرگ و مادر برزرگ و عمو و دایی وخاله و عموی عروس خانم حضور دارند .

مراسم عقد
    • چند روز مانده به عقد، زنان درجه یک از طرف خانواده داماد و عروس برای خرید راهی بازار می شوند، از طرف خانواده داماد پارچه و لباس برای عروس خریده می شود و از طرف خانواده عروس نیز برای داماد پیراهن و شلوار و کفش خریداری می شود علاوه بر آن برای اعضای خانواده عروس و داماد نیز هدایایی خریداری می شود.
    • معمولا میزان مهریه همان زمانی که فرد برای کدخدایی می رود تعیین می شود و برای شب برگزاری مراسم عقد میزان مهریه مشخص شده است.
    • برای مراسم عقد بزرگان فامیل دعوت می شود و مراسم باشکوهی در این خصوص برگزار می شود و مقدار مهریه که از قبل تعیین شده بود به ثبت می رسد.
    • سفره عقد پهن می شود که در آن قرآن، شمعدان، دو کله قند، ظرف عسل، شیرینی، اسپند و کندر چیده می شود.
    • عروس و داماد در روز عقد در دو اتاق جدا هستند ؛هنگام خواندن صیغه عقد پارچه ی سفیدی بالای سر عروس و داماد گرفته شده و یکی از زنان نیز دو کله قند کوچک را به هم می ساید؛بعد از امضای موارد ثبت شده در عقدنامه توسط داماد روحانی به مجلس بانوان می رود و برای عروس صیغه ی عقد می خواند و بعد از گرفتن بله دفتر ازدواج را به عروس داده تا امضا نماید.بعد از این داماد به مجلس بانوان آمده و در کنار عروس می نشیند و آغاز مراسم زندگی خود را جشن می گیرند.

صلاح بینو
در این سنت از طرف خانواده ی داماد ریش سفیدان آنها به خانه ی عروس میروند تا از آنها برای برگزاری مراسم عروسی اجازه بگیرند و زمان را برای خرید عروسی ومراسم حنابندان و عروسی را مشخص کنند اگر خانواده ی عروس آمادگی لازم برای برگزاری عروسی را داشته باشند 
اجازه ی برگزاری مراسم عروسی را به آنها می دهند.در بیشتر مواقع عروسی در تابستان برگزار می شود زیرا بیشتر اقوام عروس و داماد ساکن شهر هستند.

کش و سفره برون
    •  در ظهر روز حنابندان این مراسم را خانم ها انجام می دهند.در این مراسم خانواده ی داماد لباس و هدایایی که برای عروس خانم خریده اند را به خانه ی عروس می برند و در آنجا زنان جمع می شوند وبه آنها نشان می دهند همچنین خانواده ی عروس هم لباس و هدایایی را که برای داماد خریده اند را به خانه ی داماد می برند و به افرادی که آمده اند نشان می دهند.

حنابندان
    • در این مراسم ،عروس  و خانواده ی عروس در خانه ی پدر عروس و داماد و خانواده اش هم در خانه ی پدر داماد هستند.
    •  بعد از حنا بستن داماد،چند خانم از طرف خانواده ی داماد یک سینی حنای تزیین شده به خانه ی عروس میبرند و با خوانندن شعر های محلی از خانواده ی عروس اجازه میگیرند تا وارد خانه شوند و  بعد از آن عروس خانم را حنا می بندند.

    •  اصلاح موی داماد(سرتراشک)

    • این مراسم  بعد از ظهر روز عرسی برگزار می شود که در این مراسم داماد را یکی از مردان موهای سر و سبیلش را کوتاه می کند و بقیه افراد شعر محلی مربوط به این سنت را می خوانند.در این مراسم مردم را با شکلات و شیرینی پذیرایی می کنند.و بعد داماد به حمام می رود و لباس دامادی اش را می پوشد.داماد را بعد از حمام به سمت خانه ی عروس می برند و در جلوی در خانه ی عروس یک عدد تشک و بالشت به همراه آینه و شمعدان و سرمه گذاشته اند که چشمان داماد را سرمه می کشند و بعد از آن داماد را پیش عروس می برند و هدایای خانواده های عروس و داماد را نشان می دهند . بعد از آن داماد دوباره به مجلس مردان می رود.

مراسم عروسی
    • در این روز  اگر عروس از روستای دیگری باشد تا اذان ظهر عروس در روستای خودش است و  بعد آن داماد به همراه اقوام خود آن را به روستای خود می برد و مراسم در روستای داماد ادامه پیدا می کند و همچنین عروس در خانه ی یکی از اقوام خودش در روستای داماد است که مراسم زنان در آن خانه برگزار می شود.مراسم تا شب ادامه دارد.

عروس کشان
    • در این مراسم داماد به همراه اقوام و بزرگان محل به درب منزل پدر عروس رفته و تا پدر داماد به عروس خانم هدیه ای ندهد به آنها اجازه نمی دهند تا عروس را با خودشان ببرند؛ بعد از خداحافظی عروس با خانــواده و اقوام خود داماد دست عروس خانم را گرفته و به همراه اهالی به سمت خانه داماد روانه می شوند ، و به داماد یک فانوس می دهند تا پیاده عروس خانم را به خانه ببرد ؛وقتی عروس و داماد جلوی درب منزل خود رسیدند ؛به هر کدامشان یک عدد تخم مرغ می دهند تا به بالای در خانه بزنند ؛فامیل و اقوام هدایای خود را به داماد و عروس می دهند و در پایان هم گوسفندی را به میمنتی و مبارکی ازدواج داماد و عروس ذبح میکنند و بعد از آن عروس و داماد روانه خانه خود می شوند؛ جلوی درب ورودی حال عروس خانم از آقا داماد قول یک مسافرت را می گیرد که معمولاً بعد از چند وقت داماد به قول خود وفا می کند و به محلی که قول داده می روند .

شاه گردی
    • در این مراسم روز بعد از عروسی داماد به تنهایی به خانه ی هریک از اقوام خود می رود و هریک از اقوام آن به او چیز هایی از جمله تخم مرغ محلی ،شیر،شکلات،بسته ی چای و .. می دهند.

پاتختی
    • یکی دیگر از مراسمات این روستا مراسم پاتختی است این مراسم روز بعد از عروسی برگزار می شود به این صورت کــــه جهیزیه عروس خانم را با چند ماشین به خانه داماد برده می شود و بعد از ظهر همان روز اقوام داماد جهیزیه عروس را مــــــی چینند و شب مراسم پاتختی می گیرند در این مراسم اقوام عروس و داماد هدایایی به رسم یادبود به آنها تقدیم می کنند و آغاز شروع زندگی نو را به آنها تبریک می گویند .

منبع:مطالب این پاور از گفت و گو با آقای علی جعفری نوشته شده است.

نام درس :آموزش مطالعات اجتماعی
استاد مربوطه:استاد حقیقی
تهیه کننده:مهسا جعفری

ابراهیم حقیقی

بسم الله الرحمن الرحیم

" آداب  و رسوم ازدواج در شهر دیهوک "

در گذشته ازدواج و تشکیل خانواده در دیهوک و اطراف آن رسوم و آداب خاصی داشت که هنوز هم برخی از آنها رواج دارد.
مراسم ازدواج در سه مرحله انجام می شد که عبارت اند از نامزدی ، عقد و عروسی .
برخی از خانواده‌ها از همان سالهای نخستین کودکی دختران و پسران را به نام هم می کردند البته این وضعیت در میان خویشاوندان نزدیک معمول بود یعنی بی آنکه آن دو را رسما نامزد کنند ،  چنان وانمود می‌کردند که آنان در آینده با هم ازدواج خواهند نمود و بسیار اتفاق می افتاد که این امر واقعیت می یافت و پیوستگی خانواده استوار تر می شد.
گاهی همین ازدواج محقق نمی شد و حتی منجر به ایجاد کینه و کدورت در بین خانواده‌ها می شد.

هنگامی که پسری به مرحله ازدواج می رسید پدر و مادرش به فکر دامادی او می افتادند و با مشورت با بزرگان خانواده و افراد مورد وثوق خود دختری متناسب پسرشان در نظر می‌گرفتند.
پس از آن چند نفر بزرگتر به خانه دختر می رفتند و موضوع را با مادر دختر در میان می‌گذاشتند مادر دختر اجازه می خواست که این مسئله مهم را به پدر دختر اطلاع دهد تا پدر دختر تصمیم نهایی را بگیرد و یا اینکه در پاسخ آن بانوی واسطه (شخصی که قاصد بر خواستگاری برای خانواده عروس است ) می گفتند اجازه بدهید تا استخاره کنیم .
پس از آن پیغام می‌دادند که استخاره راه داده یا نداده است.
اگر جواب شان مثبت بود و یا استخاره راه می داد یک گوسفند را قربانی کرده و یک سینی گوشت ، یک سینی قند ، یک سینی صابون و حنا و یک سینی که لباس در آن بود برای خانه عروس می برند.

این مراسم مخصوص شب اول خواستگاری بود .
در شب دوم رسمی به نام کندگی وجود داشت که شرح آن به این قرار بود که روز بعد از خواستگاری به بیابانهای اطراف رفته ، هیزم و کنده جمع می‌کردند و برای خانواده عروس می بردند به عبارتی کنده ها را درب خانه عروس می‌انداختند.
این هیزم ها بیشتر شامل چوب درختان گز و طاق بود.

در شب سوم خانواده عروس، خانواده داماد را برای صرف شام و شب نشینی دعوت می کردند .
مدت زمان بین خواستگاری ، عقد و عروسی را عموماً به نام (د نووم و گفت هم بودن ) یعنی عروس و داماد  به نام یکدیگر هستند نامیده می شود.
اصطلاح لفظی که برای خواستگاری در دیهوک به کار می رفته است را طلبو  می نامیدند.

بعد از صحبتهای ابتدایی ، محور صحبت ها درباره مهریه و جهیزیه است .
بر خلاف رسم های امروزی که طلا و سکه برای مهریه رایج است ، از  مس به عنوان یکی از اقلامی که باید در مهریه لحاظ شود نام برده می‌شود .
برای مثال، دیگ و قابلمه و ظروف مسی را در مهریه لحاظ می‌کردند.
از چیزهای دیگری که در مهریه مرسوم بود می‌توان زمین کشاورزی، آب قنات ،منزل مسکونی، لباس ابریشم و ... را نام برد .
در مورد جهیزیه هم باید به این نکته اشاره کرد که برخلاف جهیزیه های سنگین امروزی که بر عهده خانواده‌ها است ، در دیهوک قدیم این گونه نبود.

جهیزیه شامل لحاف، تشک، پشتی، بالشت، یک سماور ، دو سه عدد استکان و سایر لوازم ضروری زندگی آن زمان بوده است .
این اقلام جهیزیه عموم مردم بوده و خانواده‌هایی که استطاعت مالی داشتند به این اقلام ، قالی و یکسری وسایل دیگر اضافه می‌کردند .

داشتن خانه بر عهده داماد بود و از آنجایی که مصالح خانه ها ، از گل بوده ، تهیه و ساخت خانه مخارج سنگینی برای داماد و خانواده او نداشت .

البته به مرور زمان جهیزیه هایی که خانواده ها به فرزندان خود می دادند بیشتر شده تا به دوره کنونی رسیده و پر زرق و برق شده است.

بعد از این مراحل نوبت به مراسم حنابندان می‌رسد برای این مراسم دو نفر یکی از اقوام عروس و یکی از اقوام داماد به درب خانه ها مراجعه کرده و آنها را برای مراسم حنابندان دعوت می‌کردند .
برای برگزاری این مراسم حنایی را که از قبل آماده کرده اند برای دست و پای عروس و داماد استفاده می کردند.

در دیهوک قدیم برخلاف رسوم امروزی که عروس و داماد به آرایشگاه های تخصصی می روند، رسم بر این بود که سر خود را حنا می کردند و تنها آرایش موجود نیز همین حناکردن سر داماد و عروس بود.

در روز عروسی نیز قاصد ، مردم را به سرحمام دعوت می‌کرد ؛ یعنی عروس به همراه اطرافیان با ساز و دهل به سمت حمام روانه می شد و در بین راه به کسانی که در مشایعت عروس همراهی داشته‌اند ، حنا توزیع می شد.
در هنگام ظهر که عروس از حمام بر می‌گشت، یک تشک کوچک پهن کرده و عروس و داماد در کنار هم روی آن نشسته و جماعت به ساز و رقص مشغول می شدند.

پوشش عروس در این مراسم چادر سفید است .
در شب عروسی هم رسم بود که برای اهالی ده برنج طبخ می کردند و عموماً برنج خالی بوده است و یا رشته نیز به آن اضافه می کردند و در داخل بشقاب ریخته و تکه ای نان برای اینکه غذا دیرتر سرد شود ، بر روی آن می گذاشتند و به درب منازل اهالی می‌بردند.
گاه این مراسم ها تا هفت روز ادامه داشت.


منبع : کتاب دلوک
نویسنده: قاسم رئوفی و الهام رضوانی مقدم

درس : آموزش مطالعات اجتماعی
موضوع: پدیده اجتماعی ازدواج در شهر دیهوک
استاد : استاد حقیقی
دانشجو : فاطمه غریب

ابراهیم حقیقی

بسم الله الرحمن الرحیم

رسم بریم کردن(چیدن پشم گوسفندان):
این رسم از زمان های قدیم در میان مردم عشایر رواج داشته است.زمان انجام این کار فاصله ی زمانی 18فروردین تا یک هفته بعد از ان است.
به قول قدیمی ها در شیشه 18(هجده روزبعد از نوروز)باید گوسفندان را به نزدیک ترین ابگیر یا بند می اوردند و بعد از شستن ان ها پشم ان ها را می چیدند(بریم میکردند).
دلیل اینکه این کار را در شیشه 18 (هجده روز بعد از نوروز) انجام می دهنداین است که تا قبل از این تاریخ باران های سهمگین و تگرگ های شدید در منطقه رخ می دهد و اگر قبل از ان گوسفندان را بریم کنند باعث سرمای گوسفندان و هلاک شدن ان ها می شود ولی از 18فروردین به بعد شدت باران ها کمتر و به صورت پراکنده رخ می دهد و این باران ها باعث هلاک شدن گوسفندان نمی شوند.
این رسم قدیمی به این صورت است که سران طایفه دور هم جمع میشوند و تصمیم میگرند در کدام بند به شستشوی گوسفندان بپردازند.
بعد از تصمیم گیری ها تمام مردان طایفه در روز مشخص شده به محل مشخص شده می روند و به ترتیب از بزرگان طایفه شروع میکنند و به کمک هم ابتدا گوسفندان را می شورند و بعد از ان به چیدن ان ها مشغول می شوند.
چیدن گوسفندان به وسیله قیچی خاص که در میان مردان عشایر به دوکارد معروف است انجام می شود.
دوکارد قیچی است که توسط مردم خود منطقه درست می شود و دوکارد به وسیله ی نخ بافتنی به دیگر وصل می شوند.
زنان عشایر در این روز وظیفه دارند به کمک ان شخصی که در ان روز مشخص نوبت چیدن گوسفندان اوست بروند وبرای اماده کردن ناهاری مفصل به او کمک کنند.
غذاهای معروفی که دراین روز پخته می شود معمولا غذاهای لذیذی است از جمله گوشت داغ.
گوشت داغ از گوشت تازه ی بره درست می شود که صاحب خانه برای احترام به مهمانان بره ی پروار را قصابی میکند و زن خانه ان را برای مهمانان داغ میکند.این غذای لذیذ طرفدار زیادی بین مردم عشایر دارد.
این رسم قدیمی معمولا تا یک هفته طول میکشد و پس از شستن و چیدن تمام گوسفندان گله عشایر اماده کوچ به ییلاق می شوند.

این تحقیق از طریق گزارش از بزرگان عشایر گرداوری شده است*

مژگان دلاکه

 

ابراهیم حقیقی

متر کسی از ماها داستان دوازده برادر و ننه سرما و چله بزرگ و چله کوچیکه رو برای بچه‌ها و نوه هایش تعریف می‌کنه .

چله‌ی بزرگ …

چله‌ی کوچک …

چارچار …

سده …

اَهمن‌وبهمن …

سیاه‌بهار …

و سرماپیرزن …

 زمستان به دو بخش تقسیم میشه :

♦چله بزرگ(چله کلان )

♦چله کوچک (چله خرد )

_ چله بزرگ از

( اول دی ماه تا دهم بهمن ماه)

وچهل روز کامل می‌باشد .

_ چله کوچک از

( یازدهم بهمن تا پایان بهمن ماه  )

و 20روز کامله

وبه همین دلیل چون 20 روز کمتر است ؛چله کوچک نامیده شده است .

غروب آخرین روز چله بزرگ ( جشن سده) برگزار می شده

و مردم دور هم جمع می شدند واز این جشن لذت می بردند ودر نهایت با برپایی آتش و خواندن شعر و پایکوپی بدور آتش، سده را جشن

می گرفتند.

این دو برادر

( چله بزرگ وچله کوچک )

در هشت روزی که در کنار همدیگر هستند آن 8 روز را ( چار چار)

می نامند .

به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک« چار چار» می گویند.

پس از چار چار نوبت به

« اهمن و بهمن» پسران پیرزن

(ننه سرما ) می رسد

که خودی نشان دهند.

♦ 10 روز اول اسفند را (اهمن )

♦10روز دوم اسفند را ( بهمن)

می گویند .

واین 20 روز ممکن است

آنقدر بارندگی باشد که این دوبرادر به دوچله طعنه بزنند .

با توجه به شعری که قدیمی های نازنین می خواندند::

(اهمن وبهمن ،

آرد کن صدمن ،

روغن بیار ده من ،

هیزم بکن خرمن،

عهده همه بامن )

تا اینجا 20روز از اسفند به نام اهمن وبهمن نامگذاری شده اند .

می ماند 10 روز آخر اسفند ماه که :

♦5 روز اول( سیاه بهار ) نام گرفته وشعری هم که قدیمی ها میخوانند :

سیاه بهار شب ببار و روز بکار

از این شعر هم مشخص می شود

در این ایام شبها بارندگی فراوان

بوده وروزها کشاورزان مشغول

کشت وزراعت بوده اند ،

♦5 روز آخر هم (سرماپیرزن) نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری گاهی آفتابی ،گاهی همراه با باد واکثر اوقات از آسمان تگرگ می بارد ؛

که قدیمی های دل پاک، براین باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده ومُهره‌های آن به زمین میریزد.

حیف است بچه های ما اینها را نشنوند و این قصه ها از صفحه روزگار محو شود!

که البته این رسم در هر منطقه به شیوه های مختلف برگزار میشه و خب در دهستان مصعبی هم آیین خاص خودمون رو داریم .

نهم ،دهم و یازدهم بهمن ماه ،دو شب از چله بزرگ و یک شب از چله کوچک را شب های سده میگویند .در این روزها جوانان با جمع اوری چوب و لاستیک به سر کوه های مختلف روستا میروند و با برپایی آتش به جشن و سرور میپردازند .جوانان و نوجوانان باید تا قبل از غروب افتاب چوب و لاستیک را به بالای کوه برسانند و به محض غروب افتاب اتش خود را برپا کنند .

جشن سده که هر ساله در این شبها برگزار میشود ، دو شب از چله بزرگ و یک شب از چله کوچک ، سه شب متوالی جوانها سر کوه کمر می روند (امسال از ارتفاع کم کرده بودند و همین کوه پشت ده آتیش کرده بودند ) و آنجا آتیش بر پا میکنند و گاهی شیطنت میکنند و لاستیکها را از اون بالا به سمت پایین چرخ میدهند که منظره جالب و تماشایی به وجود می آورد . و بعد از آن مراسم چو چو را اجرا میکنند به این صورت که به درب منازل هم ولایتی ها می روند و با خواندن شعر و گرفتن خوراکی های خوشمزه مراسم به پایان می رسد . قسمت دومش رو به خاطر کرونا امسال حذف کردند

ارسالی توسط خانم مریم شبانی محبوب

ابراهیم حقیقی

رای ادای نذر راه های گوناگونی وجود دارد که میشود انجام داد ولی خیلی از افراد دوست دارند سفره های مذهبی برای ادای نذر و یا حاجت خود بر پا کنند.

از این سفره ها به دو مورد از سفره ها که اولی معروف تر و دومی کمی ناشناخته تر است میپردازیم.

سفره صلوات

وقتی شخصی حاجتی دارد نذر می‌کند که اگر حاجتش برآورده شد به نیت ۱۴ معصوم سفره صلوات بیاندازد.

در طی این سفر چهارده هزار صلوات برای چهارده معصوم خوانده می‌شود.

زمان مناسب برای انداختن ان سفره شب جمعه یا روز جمعه است.

در ابتدا یک سفره پلاستیکی را پهن کرده و بر روی آن یک پرچم یا پارچه ای که اسماء چهارده معصوم را داشته باشد می‌اندازند معمولا ابن سفره ها بسیار زیبا هستند و دست دوز یا ماشینی با نخ های زیبا و با خطی خوش تهیه میشوند.

بعد از آن ۱۴۰ تسبیح در سبدهای مجزا کوچک گذاشته می شود در هر سبد ده تسبیح است.

همه اجزای این سفره به رنگ سبز است.

یک پارچ را پر از آب کرده و بر سر سفره می‌گذارند که بعد از اتمام سفره این آب را به نیت شفا بین اعضا پخش می‌کنند تا بنوشند.

یک ظرف را پر از شکلات و یا شیرینی کرده و در وسط سفره می گذارند.

در آخر روی همه این خوراکی ها پارچه سبز می کشند.

۵ عدد شمع به نیت ۵ تن در ظرفی چیده شده و آن هم در سفره قرار داده می شود.

بعد از آن نفرات شروع به فرستادن صلوات ها می کنند و هر تسبیه که فرستاده شد را در دسته های پارچه ای ده تایی در سبد ها برمی‌گردانند.

در حین صلوات فرستادن اعضا یک نفر شروع به خواندن دعا می کند؛ دعاهایی مانند زیارت عاشورا و حدیث کسا و زیارت آل یاسین دعای توسل و دعای مشکل گشای حضرت علی علیه السلام ‌را میخوانند.

در حین خواندن دعاها بانی سفره، شمع‌های سر سفره را روشن می‌کند این شمع ها در حین انجام مراحل سفره صلوات می سوزد و گاهی اوقات دیده شده که شمعی به مدت بسیار طولانی روشن می ماند و وقتی که خاموش می شود هیچ اثری از آن نیست به جز نخ پایانی شمع که به این معنی است که فرشته ها آن را برده اند و حاجت آن شخص برآورده می شود.

در حال فرستادن صلوات ها کاغذهایی که اسامی چهارده معصوم بر روی آنها به این صورت که به عنوان مثال یا مهدی ادرکنی و یا یا علی علیه السلام ادرکنی نوشته شده بین افرادی که صلوات می فرستند پخش می شود تا موقع اتمام صلوات ها هر کدام این ذکرمربوط به خود را به تعداد ۱۰۰ مرتبه بفرستد؛ در این باره هم گفته می‌شود که اگر شخصی کاغذ یا مهدی ادرکنی به او افتاد حاجت روا میشود.

وقتی که صلوات ها فرستاده شد و دعاها خوانده شد دستمال های سبز را از روی خوراکی های سفره کنار می‌زنند و این خوراکی ها را که متبرک شده است بین اعضا تقسیم می‌کنند.

در حاجت‌روا کردن این سفره قصه های بسیاری وجود دارد برای همین حتی بیش از ۲ یا ۳ سفره هم برای یک حاجت و خواسته نذر میکنند.

سفره حضرت فاطمه(سلام الله علیها)

به گفته مردم این سفره یکی از سخت‌ترین سفره هایی است که برای حاجت روایی وجود دارد چرا که اعمال طولانی مدت و زیادی در این سفر انجام می‌شود ولی آثار و معجزات زیبا و زیادی دارد.

این سفره به این صورت است که در شب سه شنبه انداخته می شود.

در این سفره فقط خانم ها و دخترها باید حاضر باشند و هیچ مردی از جمله پسربچه یا حتی بچه داخل شکم مادر که پسر باشد و یا مرد و پسری که در طبقه پایین ساختمانی باشد هم نباید وجود داشته باشد.

این سفره از ساعت ۹ شب تا اذان صبح به طول می‌انجامد.

اعمال این سفره شامل دعاهای مختلف مانند [حدیث کسا] که جزء اصلی این سفره است و زیارت عاشورا و دعای توسل و نماز حضرت فاطمه است.

همچنین در این سفره نماز شب خوانده می‌شود که با کیفیت و طولانی است و سجده های طولانی هم دارد.

تعداد نفراتی که در این سفره شرکت می‌کنند مهم نیست ولی باید از ساعت ۹ شب تا اذان صبح در حال عبادت و دعا و روضه باشند.

سر سفره حضرت فاطمه خوراکی‌هایی مانند نان و پنیر و سبزی و حلوا و شکلات و …گذاشته می شود که روی آنها دستمال میکشد.

هر شخصی که قرار است در این سفره شرکت بکند از قبل برای خود شمعی مخصوص می آورد و آن را سر سفره می‌گذارند؛ هر شمع را نشانه گذاری می کنند تا بدانند که کدام شمع مال چه کسی است.

هنگامی که صبح شد و دعاها و اعمال سفره تمام شد نزدیک به صبح گفته می‌شود که نور از در اتاق وارد شده و گرد می‌چرخد

گفته این نور را اشخاص که پرهیزکار تر باشند میبینند و شخصی که از او مصاحبه شد خود این نور را دیده است که سبز بوده.

این نور تعدادی از شمع هایی که در سفره قرار دارد را با خود می برد و در سفره هم توسط او نشانه گذاری می شود که گفته می‌شود آن نور نور حضرت فاطمه است

حاجت کسی که شمعش برده شده باشد برآورده می‌شود همچنین وقتی نشانه را در سفره ببینند یعنی سفره مورد قبول حضرت فاطمه قرار گرفته است.

هنگامی که صبح شد و نماز را خواندند نان و پنیر و سبزی به همراه چای به عنوان صبحانه می‌خورند و حلوا و مشکلاتی که در سفره قرار دارد بین اعضا تقسیم می‌شود.

گردآوردندهمرضیه قلی‌پور

منبعمصاحبه با خانم‌های شرکت‌کننده در این مراسمات توسط خودم

تاریخ ارائه۱۴۰۰/۷/۲۵

ابراهیم حقیقی

اصفهک ؛دیار خشت و آب و آیینه روستای اصفهک از توابع دیهوک است و در ۳۸ کیلومتری طبس در استان خراسان جنوبی قرار دارد واز روستاهای قدیمی شهرستان طبس به شمار می‌رود.

روستای اصفهک از توابع دیهوک است و در ۳۸ کیلومتری طبس در استان خراسان جنوبی قرار دارد واز روستاهای قدیمی شهرستان طبس به شمار می‌رود.

مراسم عزاداری در روستای اصفهک مانند دیگر روستاهای شهرستان طبس است .چند روز مانده به ایام محرم عاشقان امام حسین هیئت روستا را برای برگزاری مراسم عزاداری آماده میکنند و با سیاه پوش کردن هیئت و نصب پرچم بر سر در خانه ها به استقبال این ماه میروند .

مراسم روضه خوانی صبح و ظهر و بعد از ظهر و شبها در محل هیئت روستا برگزار میشود و از روز ۵محرم تا ۱۲محرم از عزاداران حسینی پذیرایی میشود .

روز نهم محرم مراسم شیر خوارگان حسینی برگزار میشود به این صورت که خانمها گهواره ای را اماده میکنند وبا حضور کودکان خردسال و شیر خوارگان مراسم روضه بر پا میشود .

روز دهم ،روز عاشورا .دسته های عزادار دسته میگیرند و با برداشتن نخل و مراسم سینه زنی و زنجیر زنی در میدان جلو هیئت به مراسم خود پایان میدهند

نخل که برای روز دهم محرم اماده کرده بودن را در صحن هیئت روستا قرار میدهند تا مراسم دسته ی بنی اسد.

دراین مراسم نیز بار دیگر دسته های عزادار نخل را بر شانه های خود میگذارند و از کوچه های روستا عبور میکنن و همزمان با آن روضه میخوانند و مراسم سینه زنی و زنجیر زنی بعداز آن در محل هیئت برپا میشود .

ارسالی توسط خانم محدثه اسماعیلی

ابراهیم حقیقی

تدارک ایام نوروز از روزهای پیش آغاز می گشت. جنب وجوش و خانه تکانی و جاروبی با با آن عرض وطولی که خانه های قدیمی داشت کاری بسیار طاقت فرسا بود اما برای مردم روزهای بسیار زیبا و به یاد ماندنی بود. در روز های جاروبی همه ی اعضای خانواده کمک میکرند. جارویی برسر چوبی بلند بسته میشد پارچه ای روی جارو میبستند تا بتوانند تارهای عنکبوت را از سقف و گچبری های سقفهای گنبدی تمیز کنند.

یک یا دو هفته مانده به عید نوروز صدای چوب دستی هایی که بر فرشهای پر از گرد وغبار فرود می آمد از دالان های هر خانه و هر کوچه ای شنیده میشد. خوشتلی بری (رشته پلو وآش)و شیرینی پزی خود صفای دیگری داشت. انواع شیرینی های قندی زنجبیلی بادامی و شیره ای و نافته قندی برای شب عید آماده میکردند.

کلوچه های زنجبیلی و تافتون های زرد روغنی و نان چوبی های نازک پر از کنجد و حتی نافته های شکم پر طعم خوشی را برای اعضای خانواده رقم میزد. اما مراسمات قبل از عید مانند آتش سده و آتش چهارشنبه سوری هیجان بسیاری داشت . گفته میشود آتش سده خیلی قدیمی تر از مراسم چهارشنبه سوری است. آتش سده معمولا در پشت بام ها بر پا می کردند لحاف و تشک های کهنه را می سوزاندند تا حشرات موذی از بین بروند. اما آتش چهارشنبه سوری در حیاط خانه ها یا در کوچه ها برافروخته میشد. بچه ها و وبزرگتر ها از آتش می پریدند و می گفتند (سرخی تو از من زردی من از تو). در شب چهارشنبه سوری کوزه های قدیمی ها یا هر ظروف سفالینی پر از آب میکردند و از بالای ایوانها به زمین می زدند تا شیاطین سال کهنه را از خانه بیرون کنند.

شب علفه یا شب عید مقداری علف جو یا گندم از صحرا می چیدند ودر کلیدان یا حلقه در حیاط یا زلفی آن اویزان میکردند تا شادی و سرسبزی عید را به خانه خود بیاورند. . کاکل های (گلدان) جو گندم و گاهی عدس و لوبیا از چند هفته قبل میکاشتند تا روزهای عید سبزی سر سفره هفت سین باشد. مقداری بلقست (اسفناجهای وحشی)هم از زمینهای زعفرانی شان می آوردند تا برانی یا سبزی هم درست کنند .

شب عید یا صبح زود تدارک سفره هفت سین دیده میشد سفره های سفیدی وسط اتاق مهمان خانه پهن میشد و با انواع شیرینی هایی که برای عید پخته می شد تزئین می گردید. قرص نانی به همراه با آب و آینه و قرآن و چند سکه نو سر سفره گذاشته میشد و از تافتون ها و نافته ها و نان چوبی ها هم از هر کدام یک یا دو قرص بر کنار سفره قرار می گرفت. کاکلهای گندم وجو را هم در دو طرف سفره قرار می دادند . هفت سین را هم به رسم عید باستانی به سفره خود اضافه میکردند. گاهی مقدار شیر و ماستی به میمنت سفیدی و سبزی بلقست برای سر سبزی و شادابی بر سر سفره میگذاشتند. معمولا در کنار هر سفره ی هفت سینی آینه قران و سجاده ای بود .

و پدر خانواده چند دقیقه ای قبل از تحویل سال قرانی میخواند ومشغول دعا میشد و پس از تحویل سال دو رکعت نماز می خواند . وبعد هم دید و بازدید و عیدی دادن به بچه ها شروع میشد. روز های عید ایام اوقات فراغت جوانان و بزگتر ها بود . در این ایام پسر بجه ها به بازی هایی همچون تشلک بازی هفت سنگ و توپ به چفته زدن و… مشغول بودند و دخترها بادام بازی و طاق جفت بازی می کردند .

چهارشنبه اول سال مردم سرایان به گشت و گذار می رفتند و همانند سیزده به بدر در صحرا ها ودشت های پایین و بالای شهر سیر میکردند صحرای پایین از حوض بادام بازی شروع می شد و بعضی ها که قوت و نیرویی داشتند تا بند میری ( نام صحرایی است در جنوب غربی سرایان که دارای زمین های کشاورزی حاصل خیزی برخود دار بوده است و هم اکنون موتور پمپی در همن محل و همین نام تعبیه شده و کشاورزی میشود.) هم پیش می رفت. و بعضی ها هم که وسیله ی ایاب و ذهابی داشتند به جنگل سه قلعه هم می رفتند . جنگلی که فصل بهارش دلگشا و سایه سار درختان تاغش پناهگاه خنکی برای کویر نشینان است . که امروز بزرگترین جنگل کویری خراسان جنوبی است.

اما بعد از ظهر هم صحرای بالا و تماشای کوه های زابر( نام کوهی است در شمال شرقی سرایان که دارای نهر آبی است که قنات های آن در کوه های چرمه است واز دره ای به نام زابر به طرف سرایان جاری ست.) و پهن کردن بساط چایی لطف دیگری داشت . اما سیزده بدر از شب قبل چند خانواده باهم برنامه ریزی می کردند و در تدارک غذا می شدند . و روز سیزده بدر راهی در و صحرا می شدند تا نحسی سیزده را بدر کنند. معمولا این روز را در روستاهای شمالی به خصوص روستا های ییلاقی کریمو و همچنین در دامنه های سفید کوه و کوه های خاوری به سر می بردند .

ارسالی توسط خانم جباری

منبع :حقدادی کوکب(1390) سرایان زمرد کویر مشهد انتشارات رستگار چاپ اول

ابراهیم حقیقی

بعد ازتولد نوزاد اقوام وخویشان به دیدن زائو می روند. درششمین شب نوزاد جشن نامگذاری برپا می گردد. هر یک اسمی میگویند اسم هایی که بیش تر طرفدار داشته باشد یا رای موافق جمع کند را لای اوراق قرآن قرارداده یک نفر مؤمن وضو گرفته با قرائت سوره فاتحه قرآن را بازکرده چند ورق جلو رفته به اولین اسمی که رسید آنرا انتخاب می نمایند.

ارسالی توسط خانم فرزانه برزکار به نقل از مادرشان خانم زهرا زارع کار که از تجربیات خودشان و نقل های مادر و مادر بزرگشان روایت کرده اند .

ابراهیم حقیقی

یکی دیگر از آداب و رسوم درست کردن سرمه برای بچه ای است که تازه به دنیا آمده است، یک فرد که در درست کردن سرمه تبحر دارد این کار را انجام می دهد. و مهمانان نیز از این سرمه برای خود میبرند. طرز تهیه این سرم به این شیر است که در یک قابلمه کوچک انواع داروهای گیاهی بعضی از میوه ها چون: عناب، به، زیره، پی گوسفند و.. می‌ریختند یک پنبه کوچک را آغشته به پیروزمند کرده و آتش می دادند، کاسه آهنی را برعکس روی قابلمه می‌گذاشتند و مواد به آرامی می سوخت و دود به کاسه می­چسبید تقریبا یک ساعت طول میکشید تا سرمه درست شود. کاسه را به آرامی بر میداشتند و سرمه که همان دوده هایی بود که به کاسه چسبیده بود را جدا میکردند و چشم ها و ابروان کودک را سرمه میکشیدند. آن­ها با یک پارچه و پلاستیک و دکمه سرمه دان میدوختند و از این سرمه ها و داخلش قرار میدادند..

ارسالی توسط خانم فرزانه برزکار به نقل از مادرشان خانم زهرا زارع کار که از تجربیات خودشان و نقل های مادر و مادر بزرگشان روایت کرده اند .

ابراهیم حقیقی

کی دیگر از این مراسم ها مراسم شب یلدا بوده که دور هم جمع شدند زیر کرسی می نشستند،کتاب میخواندند فال حافظ می‌گرفتند، اغلب مردم برای این شب گوسفند خود را برای پختن غذا میکشتند و به آن پلوار کشون میگفتند در شب یلدا دور هم جمع میشدند دلبندی میخوردند کف میزدند و میوه هایی چون انار میخوردند مخصوصا انار مخوردند چون که علاوه بر این که میوه فصل بوده برای چربی سوزی مناسب است چون در آن شب دلبندی خورده بودند.

اگر یکی از افراد خانواده و اقوام به دلایلی نتوانسته باشند درمراسم حضور یابند برای آن فرد ظرفی را دلبندی و ظرفی را پر کف میکردند و برایش میبردند.

امروزه این رسم هنوز رواج دارد اقوام دور هم جمع میشوند، کف میزنند، شب نشینی دارند ، فال حافظ می­گیرند­، میوه هایی چون هندوانه و انار میل میکنند و برای تازه عروس هدیه میبرند

ارسالی توسط خانم فرزانه برزکار به نقل از مادرشان خانم زهرا زارع کار که از تجربیات خودشان و نقل های مادر و مادر بزرگشان روایت کرده اند .

ابراهیم حقیقی

یکی از رسوم دیگر  قاین ریگ در کندل کردن است که در شب چهارده ماهی که با شب چهارشنبه تلاقی می کند انجام میشود. کندل یک ظرف سفالی مانند کوزه است که سرش گشاد تر از سر کوزه است که دست را میتوان داخل آن برد.  بعد از ظهر سه شنبه مردم سنگ   یا ریگ هایی را پیدا می‌کردند و آن را نشانه‌گذاری کرده مشخص می‌کرد که کدام سنگ برای اوست، هر فرد یک ریگ بر میداشت و شب یک نیت میکرد و سنگ را در کندل می انداخت، کنده را در تنوری که مدتها از آن استفاده نشده باشد می گذاشتند و شب به بعد یعنی شب پنجشنبه کنده را بیرون می آوردند اهالی روستا یکی از ساکنین جمع میشدند و پذیرایی میشدند یک نفر نی میزد اگر نی داشتند و یک نفر یک شعر را میخواند و سپس به یک کودک میگفتند یک ریگ را در بیاورد و شخصی که ریگ خود را علامت گذاری میکرد میفهمید ریگ مال اوست و شعری که خوانده شده جواب نیتی بوده که کرده است و این کار بیش تر جنبه سرگرمی داشته است.

ارسالی توسط خانم فرزانه برزکار به نقل از مادرشان خانم زهرا زارع کار که از تجربیات خودشان و نقل های مادر و مادر بزرگشان روایت کرده اند .

ابراهیم حقیقی

یکی دیگر از مراسم موجود مراسم ختنه سوران است. درگذشته که ماشین و کارت دعوت در روستاها نبوده و امری رایج نبوده کارت دعوت برای اطلاع رسانی به میهمانان دور و نزدیک یک نفر با الاغ به روستاهای دور و نزدیک می رفته که به این فرد به لهجه محلی واخو گفته می شده که همان معنی فراخوان دهنده یا اطلاع رساننده را داشته است

فردی که جلسه را برگزار می کرد به این فرد(واخو) هدیه ای برای جبران زحمتی که برای اطلاع رسانی انجام میداده تقدیم میکرده، و همچنین هر خانواده ای را که این فرد دعوت می کرده به او مقداری هدیه به عنوان جبران زحمت مانند بادام، پسته و… میدادند.

در گذشته هر خانواده‌ای با توجه به وسعت مالی خود مراسم ختنه سوران را در یک دو یا سه روز برگزار میکردند.(برای دایی اولم سه شب مراسم برگزار شده بود که مهمانان سه روز در خانه پدربزرگم مانده بودند.) اکنون نیز این مراسم رواج دارد برای مهمانان کارت دعوت فرستاده میشود و در یک روز برگزار میشود. در این مراسم به جشن و پایکوبی میپردازند، پذیرایی میشوند و مهمانان هدیه ای را به پسر بچه تقدیم میکنند.

ارسالی توسط خانم فرزانه برزکار به نقل از مادرشان خانم زهرا زارع کار که از تجربیات خودشان و نقل های مادر و مادر بزرگشان روایت کرده اند .

ابراهیم حقیقی

زمانی که خانواده پسر قصد خواستگاری دارند یکی از آشنایان که بزرگ­تر را برای مطرح کردن موضوع پیش میفرستند و این موضوع به این خاطر است که خانواده دختر هر­چه که بخواهند بدون این که در رودربایستی بگویند. اگر جواب خانواده دختر مثبت بود تحقیق می­کنند و اگر خواستگاراز اهالی روستا یا اقوام باشد به­ دلیل شناخت کافی نیازی به تحقیق نخواهد بود . پس­ از گرفتن جواب مثبت خانواده پسر به خانه خانواده دختر رفته درباره مهریه به توافق میرسیدند و آن رامینوشتند و برای عروس نشانی میبردند به اصطلاح عامیانه همان نشونی­، که در آن زمان چیز های مختلف مانند پارچه لباس و انواع خوراکی بوده.( در زمان حال نشونی حلقه طلا و … هست .)

مهریه در آن زمان مانند الان سکه نبوده است و شامل چیزهای مختلفی مانند گاو، گوسفند، زمین، آب، لحاف، تشک، پارچه، خانه و… میشده. مادرم از مادربزرگش نقل میکند که مهریه ایشان علاوه بر گاو و گوسفند و.. شامل پارچه هایی که عشایر به آن سیاه چادر میگویند نیز بوده، با این که سبک زندگی آنها عشایر این بوده اما برای این که در زمانی که در زمان دامداری از گرما و سرما محفوظ بمانند استفاده میشده است. مدت زمان ماندن در مرحله نشونی بستگی به خود خانواده ها و فراهم شدن موقعیت مناسب داشت.

برای مراسم عقد نیز جشنی برپا می شده و آقایان به خانه داماد و خانوم ها به خانه عروس میرفتند و به جشن و پایکوبی میپرداختند. در مراسم عقد غذا به عهده خانواده داملد بوده و غذای آماده شده را به خانه عروس میبردند اما اکنون با توجه به تغییر آداب و رسوم هزینه مراسم عقد بر عهده خانواده عروس است.

بعد از عقد در خانواده داماد برای عروس هدیه هایی می آوردند مانند لباس و مواد خوراکی مانند: قند، چای و..

در گذشته بعد از اتمام مراسم عقد خانواده داماد به همراه داماد به خانه خود می‌رفتند و خانواده عروس در خانه خود می ماند اما امروزه در بیش تر شهر ها و روستا ها بعد از عقد شب داماد خانه عروس می ماند.

درگذشته عروس و داماد در زمان عقد در محدودیت وضعیتی بودند و نمی­توانستند که با هم مسافرت بروند یا داماد شب خانه عروس بماند و برعکس اما امروزه دیگر چنین اعتقاداتی وجود ندارد.

یکی از رسوم که در دوران عقد وجود داشته و دارد این است که خانواده داماد برای عروس در اعیاد مختلف و شب های یلدا هدیه می برند این هدایا شامل لباس و خوراکی بوده که امروزه طلا نیز به همراه دیگر هدایا می برند بعضی از افراد.

هیزمی:

یکی دیگر از رسوم دوران عقد هیزمی بوده دوران گذشته وجود داشته است.( زمان مادربزرگم)

هیزومی به این صورت بوده است که داماد بعد از عقد برای خانواده عروس هیزم جمع کرده و تکه می کرده است و برای آنها میبرده.( در آن زمان هنوز گاز و.. نبوده است و وسیله گرمایشی مردم هیزم بوده است.)

حنابندان:

یکی دیگر از رسومی که وجود دارد مراسم حنابندان هست که در گذشته این گونه بوده که آقای خانه داماد رفته این خانم ها به خانه عروس آمده و به جشن و پایکوبی می پرداختند و دست های عروس و داماد را حنا می‌گذاشتند. در این مراسم خانواده داماد هدیه هایی را به همراه حنا برای خانواده عروس و عروس می آورند و و اشعاری را میخوانند. و مهمانان مقادیری پول به عروس هدیه میکنند.

در زمان حال این گونه است که مردها و زن ها خانه عروس میروند مرد ها جدا و زن ها جدا ممکن هم هست که مرد ها خانه یک نفر دیگر بروند. و داماد دست عروس را حنا میگزارد و عروس دست داماد را.

این رسم امروزه بسیار کمرنگ شده و به ندرت انجام میشود.

آداب و رسوم مربوط به عروسی این گونه بوده است که عروس و داماد را به حمام می بردند.( در آن زمان مردم حمامی نداشتند که آب گرمو لوله کشی داشته باشد و جایگاهی در خانه ها به عنوان حمام وجود داشت اما باید خود آب گرم کرده و استفاده میکردند. و به همین خاطر بیش تر مردم به حمام عمومی که لوله کشی بود و آب گرم داشت میرفتند.) و مردم پشت در حمام به ساز زدن و دهل و پایکوبی می پرداختند.

و داماد باید هزینه حمام خانواده عروس و تمام کسانی که در حمام عمومی بودند چه اقوام و غیر اقوام را پرداخت می کرد. همچنین داماد باید هزینه آرایش تمام زنان مهمانی که مایل به آرایش کردن بودن را بپردازد. در آن زمان آرایشگاه وجود نداشت و شخصی که در زمینه آرایش کردن مهارت داشت این کار را انجام میداد.

در شب عروسی در گذشته ها یک مراسم داشتند که با آن شو بازی می گفتند که همان نمایش طنز است که کم کم این مراسم کمرنگ شده به گونه ای که الان دیگر وجود ندارد

در گذشته سه روز بعد از عروسی مراسم پاتختی انجام می شد و خانم ها به خانه عروس و داماد می روند و هدیه خود را به عروس میدادند و هدیه هر نفر اعلام میشد.(این که کادوی هر کس را باز کرده و به همه نشان میدادند به نظرم فرهنگی ناپسند بوده است.) کم کم زمان پاتختی به دو روز و یک روز تغییر کرد یعنی یک روز بعد از مراسم عروسی. اما امروزه پاتختی با شب عروسی همزمان است و مهمانان هدیه خود را در همان شب میدهند.

جهیزیه در زمان گذشته بسیار ساده بوده داماد و عروس هر دو تقریباً یکسان جهیزیه داشتند جز بعضی از وسایل مثل اجاق گاز ک عروس تهیه می‌کرد. قابلمه های بزرگ و مسی برعهده داماد بود. اما امروزه وسایلی چون یخچال تلویزیون بر عهده داماد است. فرش را عروس و داماد هر دو تهیه می کنند وسایل برقی خانه مانند ماشین لباسشویی برقی وسایل برقی آشپزخانه به عهده عروس است اما ظروف هم بر عهده داماد و هم به عهده عروس است.
ارسالی توسط خانم فرزانه برزکار به نقل از مادرشان خانم زهرا زارع کار که از تجربیات خودشان و نقل های مادر و مادر بزرگشان روایت کرده اند .

ابراهیم حقیقی

زمان جهاز برون عروس وقتی خانواده داماد جهاز عروس را می برند یکی از وسیله های خوب را زا خانه مادر عروس به عنوان عقل عروس بدون این که خانواده عروس و عروس با خبر بشوند بر می دارند که معروف است عقل عروس را می‌دزدند یعنی از خونه پدر عروس دزدی می کنند که بعداً به عروس و داماد تحویل می‌دهند. (ارسالی توسط خانم فاطمه ذاکری نیا به نقل از خانم نرگس جانفدا)

ابراهیم حقیقی

یکی از رسوم روستای ازبکوه مربوط به علاقه و باور زیاد آنها به جرجیس پیامبر است.به طوری که اگر کوچک ترین مشکل و بیماری برای آنها پیش آید سریع یک گوسفند(که ناگفته نماند شغل 90 درصد همه آنها دامداری است) را نذر آن پیامبر می کنند و زمانی که مشکلشان حل شد و بیماری برطرف شد، کل مردم روستا را دعوت می کنند.و در زماتن های قدیم که مردم ماشین نداشتند همان صاحب گوسفند نذری یک اتوبوس کرایه می کرد و تمام مردم روستا را با اتوبوس به زیارت و به صرف نذری با خود می برد.

(ارسالی توسط دانشجو:فاطمه ایلخانی مهرماه۱۴۰۰)

ابراهیم حقیقی

یکی از باور های اهالی روستای آزبکوه که به نظرم جالب آمد رسم تب شب است که به زبان محلی به آن ((تیو شیو)) می گویند. بر اساس این باور اگر کسی در خانواده تب کند یکی یا دوتا از اعضای خانواده او که ترجیحا باید خانم باشند با روبند و به نحوی که شناخته نشوند شبانه به در خانه های همسایه ها رفته و داخل ملاقه ای که در دست دارند هر همسایه از هر غذایی که در حال پخت برای آن وعده دارد در ملاقه آنها ریخته و بعد آن را به آن فرد بیمار می دهند و آن بیمار خوب می شود. (ارسالی توسط دانشجو:فاطمه ایلخانی مهرماه۱۴۰۰)

ابراهیم حقیقی

یکی از رسوم روستای خانیک خدا قوّت گفتن به کسانی که مشغول کار هستند  می باشد معمولاً وفتی فرد یا افرادی مشغول کار کردن هستند هر کس از کنار آنها می گذرد می‌گوید« خدا قوت » این واژه بی پاسخ نمی ماند  و افراد در حال کار نیز پاسخ این افراد را می دهند  با کلماتی همچون « خدانگهدار»  « خداحافظ» واژه های دیگری هم برای این منظور به کار می رود ورود به خصوص زمانی که  استاد کار یا فردی که کار تخصصی انجام می دهد  است کسانی که از از کنار او می زنند می گذرند از واژه « دست درست» استفاده می کنند در مقابل پاسخی به عنوان  دین درست دریافت می کند. با توسعه جامعه و افزایش وسایل نقلیه موتوری افراد با  بوق زدن یا  دست تکان دادن  این رسم پسندیده را انجام می دهند.

منبع :‌وب سایت شخصی ابراهیم حقیقی haghighie.ir

ابراهیم حقیقی

در گذشته معمولاً یک هفته یا بیشتر مانده به مراسم عروسی یا ختنه سوری یک نفر از طرف خانواده عروس و یک نفر از طرف خانواده داماد با دستمالی از شیرینی به تک تک خانه های روستا مراجعه کرده و ضمن تعارف شیرینی آنان را از مراسم مطلع می کردند . البته افرادی که کام خود را با شیرینی خبر کننده شیرین می کردند معمولاً مقداری شیرینی روی شیرینی های او  می ریختند .
در مراسم عروسی معمولا در شب حنابندان اقوام نزدیک به شام دعوتند و بقیه اهالی هم بعد از صرف شام در منزل خودشان جهت شرکت در مراسم در مجلس حاضر می شوند.
ظهر روز بعد و شب آن همه اهالی دعوت می شدند و برای دعوت هم هر وعده شخص یا اشخاصی از طرف خانواده عروس و داماد به تک تک خانه ها مراجعه و آن ها را به ناهار یا شام دعوت می کردند.
این شیوه دعوت امروز نیز وجود دارد البته برای کسانی که ساکن روستا نیستند کارت دعوت ارسال می شود

منبع :‌وب سایت شخصی ابراهیم حقیقی haghighie.ir

ابراهیم حقیقی

بلندو ( بُ لَنْ دَوْ )

در قدیم خانه های روستا از خشت و گل ساخته شده  بود و بام خانه ها گاه گلی بود مانند امروز خبری از ایزوگام و سایر عایق ها نبود. از آنجا که براثر بارندگی از یک طرف و آفتاب  بعد از مدتی گاه گل پشت بام منازل انسجامش را از دست داده و امکان نفوذ آب به داخل و ریزش سقف وجود داشت لذا هر چند سال باید پشت بام منازل گل اندود می شد . (مخلوطی از خاک رس + کاه یا ساقه های له شده بوته گندم  + آب ) انجام این کار به تنهایی امکان پذیر نبود و به نیروی کار زیادی نیاز بود . از آوردن خاک رست به محل که با لاغ انجام می شد تا آوردن آب از مظهر قنات یا جوی آبی که از پایین دست متازل عبور می کرد. چرا که نه مثل حالا آب لوله کشی بود و نه امکان آوردن خاک به منازل با ماشین وجود داشت. لذا انجام این کار به صورت گروهی و با مشارکت چندین نفر که گاهی به بیش از 10 نفر می رسیدند انجام می شد .

منبع :‌وب سایت شخصی ابراهیم حقیقی haghighie.ir

ابراهیم حقیقی

عیددیدنی یکی دیگر از رسوم عید نوروز بود. با تحویل سال دید و بازدیدها شروع می شد و در سه روز اول سال جدید مردم به خانه اقوام و همسایه ها می رفتند و البته این رفتن با آمدن طرف مقابل جبران می شد معمولاْ در روستا هیچ عملی یک سویه نیست و پاسخی به دنبال دارد.  د راین روزها  کودکان نیز همراه والدین یا به تنهایی با هدف عیدی گرفتن  به خانه اقوام نزدیک می رفتند و عیدی می گرفتند که شامل آجیل ، گردو و بندرت پول بود.
از آداب پسندیده عید که جای آن امروزه خالی است عیدی دادن به کسانی که کارهای خدماتی در روستا ارائه می دادند . شب عید مردم به خانه حمامی ، چوپان و سلمانی روستا عیدی می بردند که هر کس بنا به وسعش مواد غذایی آجیل قند حبوبات وحتی نان و … به خانه این افراد می بردند و شب عید منزل این افراد شلوغ بود و جنب و جوش زیادی در کوچه ها دیده می شد.

منبع :‌وب سایت شخصی ابراهیم حقیقی haghighie.ir

ابراهیم حقیقی

چند روز مانده به مراسم اعلام می شد که قرار است فردا برای آوردن هیزم به صحرا بروند. صبح روز موعود خانواده داماد  مقداری نان و پنیر و پیاز جهت صبحانه به هر کدام از داوطلبان داده و مردان روستا هر کدام با ریسمان و تبر و الاغ  به صورت دسته جمعی راهی صحرا می شدند . وقتی افراد به اندازه بار یک بار الاغ (خَرَکین) هیزم جمع می کردند . آنها را با طناب به هم بسته و به اصطلاح محلی (خَرَکین) هیزم را روی الاغ بار گذاشته به سمت روستا حرکت می کردند . از نکات قابل توجه در این مراسم رقابت بین جوانان برای جلو افتادن از یکدیگر بوده است.
در این رقابت و تلاش هر فردی که از بقیه جلوتر بود در نزدیکی ورود به روستا مورد استقبال اهالی قرار می گرفت و بر روی بارِ اولین الاغ شال قرمزی می انداختند و این نشانه ی موفقیت او در این رقابت جمعی بوده است.که برای جوانان بسیار مهم بحساب می آمده چون در مراسم استقبال تعدادی زیادی از مردم بخصوص زنان و دختران حضور پیدا می کردند.
بدین ترتیب حجم نسبتاً زیادی هیزم وارد روستا می شد که برای برخی افراد سرشناس روستا از جمله روحانی روستا  و حمامی هم یکی دو بار می بردند و بقیه را هم جهت پخت نان به خانه صاحبان مجلس می بردند . و بخشی از هیزم ها را درشب عروسی در میدانی گذاشته و بعد از صرف شام هیزم را آتش زده و به جشن و پایکوبی می پرداختند و این هیزم ها در گذشته که روستا برق نداشته وسیله روشنایی مجلس هم بوده است.

منبع :‌وب سایت شخصی ابراهیم حقیقی haghighie.ir

ابراهیم حقیقی