قدیمو Ghadimo

آداب و رسوم گذشته

قدیمو Ghadimo

آداب و رسوم گذشته

قدیمو       Ghadimo
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زول» ثبت شده است

مراسم عروسی در روستای زول
در زمان قدیم بزرگان دو خانواده تصمیم بر ازدواج دو زوج می گرفتند و دختر و پسر حق نظر دادن نداشتند و رسم این بود که از بچگی دختر و پسر رو برای هم نشون میکردند و اعتقاد داشتند عقد دختر عمو و پسر عموبا هم در آسمان بسته می شود خانواده داماد با خانواده عروس صحبت می کردند و وقتی خانواده عروس قبول میکردند در روز خواستگاری خانواده داماد یک پنج قرنی نقره و یک کله قند و یک جعبه شیرینی برای خانواده عروس میبردند و می گفتند این دختر نشون کرده ماهست
وقتی داماد و عروس را عقد می کردند ،
داماد چند ماه یا چند سال برای پدر عروس کار میکرد ( کارهای از قبیل هیزم اوردن و کارهای کشاورزی) در زمان عقد پسر دختر حق دیدن همدیگر را نداشتند  تاوقتی که عروس را به خانه  می بردند و بعد از عقد که چشن عروسی را میگرفتند سه شبانه روزط ول میکشید
مراسم هیزم کشون
در اولین شب عروسی مراسم هیزم کشون بود که خانواده  داماد چندین بار هیزم با ساز و دهل  برای خانواده عروس میبردند و یک شال قرمز بر روی   بار جلو می انداختند و خانواده عروس این ها رو شام  میدادند و بشقاب خاشوک ( خرما و بادامها به دستمال می بستند و به آن ها میدادند)
مراسم که از خو
در صبح اول عروسی دو نفر از خانواده داماد دو نفر از خانواده عروس به خانه اقوام   عروس و داماد میرفتند که ما اومده ایم که عروسمان را به خانه ببریم ( این مراسم به  جای بردن کارت عروسی درقدیم بوده است ) در خانه اقوام به آن ها خرما وادامه و سنجد و... به آن ها هدیه میدادند و این ها را که   جمع میکردند و به خانه پدرداماد میبردند
مراسم حنا بندون
خانواده داماد برای خانواده عروس همراه اقوامشان حنا میبرند برای عروس یک تخت سفید درست می کردند و عروس را روان  مینشاندند و دست ها و پاهایش را حنا  میکردند و میزدند و میرقصیدند و در خانه  پدر داماد مراسم حنا بندون برای داماد برگزار می شد و همچنین در آنجا هم مردان میزدند ومیرقصیدند
مراسم درود
وقتی میخواهند عروس را ببرند چند  سینی خرما وبادام میکنند و برای پدر  عروس میبرند و همچنین یک کیسه ارد و یک گوسفند میبردند به این مراسم    مراسم درود میگفتن
مراسم عروس برون
لباس مخصوصی را داماد می پوشید که یک دستمال خیاطه بر سر داماد می بستند  یکی هم بر کمر داماد می بستند و عروس را مشاهده آرایش میکرد و لباس نو سفید را   عروس می پوشید و سبزی و پنیر و نان به کمر عروس میستند که نشانه این است که عروس روزی خود را از خانه پدرش میبرد به خانه داماد و یک قر آن به بازوی راست  می بستند سیس داماد به خانه پدر عروس میرفت و عروس را حاضر می کردند و داماد چادر عروس را از دو طرف میگرفته تا از هم جدا نشوند و پدر و برادر داماد کمر داماد را میگرفتند و داماد را همراهی می کنند و فامیل های عروس عروس را همراهی میکردند تا به خانه داماد مارسیدند وسپس وقتی به در خانه داماد میرسیدند داماد انار را بر یر در خانه میزد و اگر انار شکسته میشد موفقیت داشتند و گرن نشانه خوبی نبود وسوره  الرحمن را همچنین با آواز میخواندند و جشن میگرفتند و میرقصیدند

تهیه کننده : الهه رحمتی
مصاحبه با : گلبهار قلی پور فاطمه محمد نژاد

ابراهیم حقیقی