قدیمو Ghadimo

آداب و رسوم گذشته

قدیمو Ghadimo

آداب و رسوم گذشته

قدیمو       Ghadimo
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «folkways.ir» ثبت شده است

یکی دیگر از مراسم موجود مراسم ختنه سوران است. درگذشته که ماشین و کارت دعوت در روستاها نبوده و امری رایج نبوده کارت دعوت برای اطلاع رسانی به میهمانان دور و نزدیک یک نفر با الاغ به روستاهای دور و نزدیک می رفته که به این فرد به لهجه محلی واخو گفته می شده که همان معنی فراخوان دهنده یا اطلاع رساننده را داشته است

فردی که جلسه را برگزار می کرد به این فرد(واخو) هدیه ای برای جبران زحمتی که برای اطلاع رسانی انجام میداده تقدیم میکرده، و همچنین هر خانواده ای را که این فرد دعوت می کرده به او مقداری هدیه به عنوان جبران زحمت مانند بادام، پسته و… میدادند.

در گذشته هر خانواده‌ای با توجه به وسعت مالی خود مراسم ختنه سوران را در یک دو یا سه روز برگزار میکردند.(برای دایی اولم سه شب مراسم برگزار شده بود که مهمانان سه روز در خانه پدربزرگم مانده بودند.) اکنون نیز این مراسم رواج دارد برای مهمانان کارت دعوت فرستاده میشود و در یک روز برگزار میشود. در این مراسم به جشن و پایکوبی میپردازند، پذیرایی میشوند و مهمانان هدیه ای را به پسر بچه تقدیم میکنند.

ارسالی توسط خانم فرزانه برزکار به نقل از مادرشان خانم زهرا زارع کار که از تجربیات خودشان و نقل های مادر و مادر بزرگشان روایت کرده اند .

ابراهیم حقیقی

زمانی که خانواده پسر قصد خواستگاری دارند یکی از آشنایان که بزرگ­تر را برای مطرح کردن موضوع پیش میفرستند و این موضوع به این خاطر است که خانواده دختر هر­چه که بخواهند بدون این که در رودربایستی بگویند. اگر جواب خانواده دختر مثبت بود تحقیق می­کنند و اگر خواستگاراز اهالی روستا یا اقوام باشد به­ دلیل شناخت کافی نیازی به تحقیق نخواهد بود . پس­ از گرفتن جواب مثبت خانواده پسر به خانه خانواده دختر رفته درباره مهریه به توافق میرسیدند و آن رامینوشتند و برای عروس نشانی میبردند به اصطلاح عامیانه همان نشونی­، که در آن زمان چیز های مختلف مانند پارچه لباس و انواع خوراکی بوده.( در زمان حال نشونی حلقه طلا و … هست .)

مهریه در آن زمان مانند الان سکه نبوده است و شامل چیزهای مختلفی مانند گاو، گوسفند، زمین، آب، لحاف، تشک، پارچه، خانه و… میشده. مادرم از مادربزرگش نقل میکند که مهریه ایشان علاوه بر گاو و گوسفند و.. شامل پارچه هایی که عشایر به آن سیاه چادر میگویند نیز بوده، با این که سبک زندگی آنها عشایر این بوده اما برای این که در زمانی که در زمان دامداری از گرما و سرما محفوظ بمانند استفاده میشده است. مدت زمان ماندن در مرحله نشونی بستگی به خود خانواده ها و فراهم شدن موقعیت مناسب داشت.

برای مراسم عقد نیز جشنی برپا می شده و آقایان به خانه داماد و خانوم ها به خانه عروس میرفتند و به جشن و پایکوبی میپرداختند. در مراسم عقد غذا به عهده خانواده داملد بوده و غذای آماده شده را به خانه عروس میبردند اما اکنون با توجه به تغییر آداب و رسوم هزینه مراسم عقد بر عهده خانواده عروس است.

بعد از عقد در خانواده داماد برای عروس هدیه هایی می آوردند مانند لباس و مواد خوراکی مانند: قند، چای و..

در گذشته بعد از اتمام مراسم عقد خانواده داماد به همراه داماد به خانه خود می‌رفتند و خانواده عروس در خانه خود می ماند اما امروزه در بیش تر شهر ها و روستا ها بعد از عقد شب داماد خانه عروس می ماند.

درگذشته عروس و داماد در زمان عقد در محدودیت وضعیتی بودند و نمی­توانستند که با هم مسافرت بروند یا داماد شب خانه عروس بماند و برعکس اما امروزه دیگر چنین اعتقاداتی وجود ندارد.

یکی از رسوم که در دوران عقد وجود داشته و دارد این است که خانواده داماد برای عروس در اعیاد مختلف و شب های یلدا هدیه می برند این هدایا شامل لباس و خوراکی بوده که امروزه طلا نیز به همراه دیگر هدایا می برند بعضی از افراد.

هیزمی:

یکی دیگر از رسوم دوران عقد هیزمی بوده دوران گذشته وجود داشته است.( زمان مادربزرگم)

هیزومی به این صورت بوده است که داماد بعد از عقد برای خانواده عروس هیزم جمع کرده و تکه می کرده است و برای آنها میبرده.( در آن زمان هنوز گاز و.. نبوده است و وسیله گرمایشی مردم هیزم بوده است.)

حنابندان:

یکی دیگر از رسومی که وجود دارد مراسم حنابندان هست که در گذشته این گونه بوده که آقای خانه داماد رفته این خانم ها به خانه عروس آمده و به جشن و پایکوبی می پرداختند و دست های عروس و داماد را حنا می‌گذاشتند. در این مراسم خانواده داماد هدیه هایی را به همراه حنا برای خانواده عروس و عروس می آورند و و اشعاری را میخوانند. و مهمانان مقادیری پول به عروس هدیه میکنند.

در زمان حال این گونه است که مردها و زن ها خانه عروس میروند مرد ها جدا و زن ها جدا ممکن هم هست که مرد ها خانه یک نفر دیگر بروند. و داماد دست عروس را حنا میگزارد و عروس دست داماد را.

این رسم امروزه بسیار کمرنگ شده و به ندرت انجام میشود.

آداب و رسوم مربوط به عروسی این گونه بوده است که عروس و داماد را به حمام می بردند.( در آن زمان مردم حمامی نداشتند که آب گرمو لوله کشی داشته باشد و جایگاهی در خانه ها به عنوان حمام وجود داشت اما باید خود آب گرم کرده و استفاده میکردند. و به همین خاطر بیش تر مردم به حمام عمومی که لوله کشی بود و آب گرم داشت میرفتند.) و مردم پشت در حمام به ساز زدن و دهل و پایکوبی می پرداختند.

و داماد باید هزینه حمام خانواده عروس و تمام کسانی که در حمام عمومی بودند چه اقوام و غیر اقوام را پرداخت می کرد. همچنین داماد باید هزینه آرایش تمام زنان مهمانی که مایل به آرایش کردن بودن را بپردازد. در آن زمان آرایشگاه وجود نداشت و شخصی که در زمینه آرایش کردن مهارت داشت این کار را انجام میداد.

در شب عروسی در گذشته ها یک مراسم داشتند که با آن شو بازی می گفتند که همان نمایش طنز است که کم کم این مراسم کمرنگ شده به گونه ای که الان دیگر وجود ندارد

در گذشته سه روز بعد از عروسی مراسم پاتختی انجام می شد و خانم ها به خانه عروس و داماد می روند و هدیه خود را به عروس میدادند و هدیه هر نفر اعلام میشد.(این که کادوی هر کس را باز کرده و به همه نشان میدادند به نظرم فرهنگی ناپسند بوده است.) کم کم زمان پاتختی به دو روز و یک روز تغییر کرد یعنی یک روز بعد از مراسم عروسی. اما امروزه پاتختی با شب عروسی همزمان است و مهمانان هدیه خود را در همان شب میدهند.

جهیزیه در زمان گذشته بسیار ساده بوده داماد و عروس هر دو تقریباً یکسان جهیزیه داشتند جز بعضی از وسایل مثل اجاق گاز ک عروس تهیه می‌کرد. قابلمه های بزرگ و مسی برعهده داماد بود. اما امروزه وسایلی چون یخچال تلویزیون بر عهده داماد است. فرش را عروس و داماد هر دو تهیه می کنند وسایل برقی خانه مانند ماشین لباسشویی برقی وسایل برقی آشپزخانه به عهده عروس است اما ظروف هم بر عهده داماد و هم به عهده عروس است.
ارسالی توسط خانم فرزانه برزکار به نقل از مادرشان خانم زهرا زارع کار که از تجربیات خودشان و نقل های مادر و مادر بزرگشان روایت کرده اند .

ابراهیم حقیقی

زمان جهاز برون عروس وقتی خانواده داماد جهاز عروس را می برند یکی از وسیله های خوب را زا خانه مادر عروس به عنوان عقل عروس بدون این که خانواده عروس و عروس با خبر بشوند بر می دارند که معروف است عقل عروس را می‌دزدند یعنی از خونه پدر عروس دزدی می کنند که بعداً به عروس و داماد تحویل می‌دهند. (ارسالی توسط خانم فاطمه ذاکری نیا به نقل از خانم نرگس جانفدا)

ابراهیم حقیقی

یکی از رسوم روستای ازبکوه مربوط به علاقه و باور زیاد آنها به جرجیس پیامبر است.به طوری که اگر کوچک ترین مشکل و بیماری برای آنها پیش آید سریع یک گوسفند(که ناگفته نماند شغل 90 درصد همه آنها دامداری است) را نذر آن پیامبر می کنند و زمانی که مشکلشان حل شد و بیماری برطرف شد، کل مردم روستا را دعوت می کنند.و در زماتن های قدیم که مردم ماشین نداشتند همان صاحب گوسفند نذری یک اتوبوس کرایه می کرد و تمام مردم روستا را با اتوبوس به زیارت و به صرف نذری با خود می برد.

(ارسالی توسط دانشجو:فاطمه ایلخانی مهرماه۱۴۰۰)

ابراهیم حقیقی

یکی از رسوم روستای خانیک خدا قوّت گفتن به کسانی که مشغول کار هستند  می باشد معمولاً وفتی فرد یا افرادی مشغول کار کردن هستند هر کس از کنار آنها می گذرد می‌گوید« خدا قوت » این واژه بی پاسخ نمی ماند  و افراد در حال کار نیز پاسخ این افراد را می دهند  با کلماتی همچون « خدانگهدار»  « خداحافظ» واژه های دیگری هم برای این منظور به کار می رود ورود به خصوص زمانی که  استاد کار یا فردی که کار تخصصی انجام می دهد  است کسانی که از از کنار او می زنند می گذرند از واژه « دست درست» استفاده می کنند در مقابل پاسخی به عنوان  دین درست دریافت می کند. با توسعه جامعه و افزایش وسایل نقلیه موتوری افراد با  بوق زدن یا  دست تکان دادن  این رسم پسندیده را انجام می دهند.

منبع :‌وب سایت شخصی ابراهیم حقیقی haghighie.ir

ابراهیم حقیقی

عیددیدنی یکی دیگر از رسوم عید نوروز بود. با تحویل سال دید و بازدیدها شروع می شد و در سه روز اول سال جدید مردم به خانه اقوام و همسایه ها می رفتند و البته این رفتن با آمدن طرف مقابل جبران می شد معمولاْ در روستا هیچ عملی یک سویه نیست و پاسخی به دنبال دارد.  د راین روزها  کودکان نیز همراه والدین یا به تنهایی با هدف عیدی گرفتن  به خانه اقوام نزدیک می رفتند و عیدی می گرفتند که شامل آجیل ، گردو و بندرت پول بود.
از آداب پسندیده عید که جای آن امروزه خالی است عیدی دادن به کسانی که کارهای خدماتی در روستا ارائه می دادند . شب عید مردم به خانه حمامی ، چوپان و سلمانی روستا عیدی می بردند که هر کس بنا به وسعش مواد غذایی آجیل قند حبوبات وحتی نان و … به خانه این افراد می بردند و شب عید منزل این افراد شلوغ بود و جنب و جوش زیادی در کوچه ها دیده می شد.

منبع :‌وب سایت شخصی ابراهیم حقیقی haghighie.ir

ابراهیم حقیقی

چند روز مانده به مراسم اعلام می شد که قرار است فردا برای آوردن هیزم به صحرا بروند. صبح روز موعود خانواده داماد  مقداری نان و پنیر و پیاز جهت صبحانه به هر کدام از داوطلبان داده و مردان روستا هر کدام با ریسمان و تبر و الاغ  به صورت دسته جمعی راهی صحرا می شدند . وقتی افراد به اندازه بار یک بار الاغ (خَرَکین) هیزم جمع می کردند . آنها را با طناب به هم بسته و به اصطلاح محلی (خَرَکین) هیزم را روی الاغ بار گذاشته به سمت روستا حرکت می کردند . از نکات قابل توجه در این مراسم رقابت بین جوانان برای جلو افتادن از یکدیگر بوده است.
در این رقابت و تلاش هر فردی که از بقیه جلوتر بود در نزدیکی ورود به روستا مورد استقبال اهالی قرار می گرفت و بر روی بارِ اولین الاغ شال قرمزی می انداختند و این نشانه ی موفقیت او در این رقابت جمعی بوده است.که برای جوانان بسیار مهم بحساب می آمده چون در مراسم استقبال تعدادی زیادی از مردم بخصوص زنان و دختران حضور پیدا می کردند.
بدین ترتیب حجم نسبتاً زیادی هیزم وارد روستا می شد که برای برخی افراد سرشناس روستا از جمله روحانی روستا  و حمامی هم یکی دو بار می بردند و بقیه را هم جهت پخت نان به خانه صاحبان مجلس می بردند . و بخشی از هیزم ها را درشب عروسی در میدانی گذاشته و بعد از صرف شام هیزم را آتش زده و به جشن و پایکوبی می پرداختند و این هیزم ها در گذشته که روستا برق نداشته وسیله روشنایی مجلس هم بوده است.

منبع :‌وب سایت شخصی ابراهیم حقیقی haghighie.ir

ابراهیم حقیقی